شهداي روحاني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
header
 
 
 
 
  • دست نوشته شهید مدرس تحلیلی پیرامون وضعیت جهان و ایران در قرن اخیر  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • دست نوشته شهید مدرس

    تحلیلی پیرامون وضعیت جهان و ایران در قرن اخیر


    سید حسن مدرس (1288ق – 1316) یکی از چهره های مذهبی – سیاسی برجسته ایران معاصر است که از مشروطه تا سال 1306ش سخت درگیر سیاست بود. مدرس شجاعتی بی نظیر داشت و در تمام این سالها بدون واهمه به دفاع از حقوق اسلامیت و ایرانیت پرداخت. اما در نهایت اسیر رضاخان انگلیسی و مستبد شد.

    مدرس از سال 1307 تا 1316 به مدت نه سال و 54 روز در حبس و تبعید بود. یادداشت های ذیل مطالبی است که وی در دو ساله نخست تبعید خود نوشته است. این یادداشت ها از طریق یک مأمور شهربانی به دست دکتر مهدی ملک زاده رسیده و از طریق او به خانواده اش منتقل شده است.

    خانم دکتر شیرین بیانی استاد سابق دانشگاه تهران که نوۀ ملک زاده است، یادداشت های مزبور را در اختیار آقای دکتر صالحی قرار داده و وی نیز به تنظیم و تنقیح آنها پرداخته و آماده چاپ کرده است. در مقدمه شرح و بسط کافی در باره چگونگی این نوشته به دست داده شده است.

    از آنچه برجای مانده بخش مهمی از آن اختصاص به شرح گذران دوران حبس و سختی ها و مصایب طاقت فرسای آن است. بخشی که روشنگر بخش تاریکی از زندگی مدرس است. این قسمت در واقع «بقیه قسمت دویم» است که روشن نیست پیش از آن نوشته شده بوده است یا نه. خاتمه قسمت دوم شرح اعمال عبادی مدرس در تبعید است.

    اما قسمت سوم شامل سه دفتر است که به طور عمده در مباحث اعتقادی شامل خودشناسی، انسان شناسی، هستی شناسی و خدا شناسی است. این مطالب به صورت درس درس ماده است. دفتر اول آن با این سه پرسش آغاز می شود:

    من چه بودم؟ فعلا چه هستم؟ عاقبت چه خواهم شد.

    دفتر دوم در باره خداشناسی است و دفتر سوم هم در باره انسان شناسی.

    تاریخی ترین بخش این کتاب همان شرح دوران حبس است که بقیه قسمت دوم می باشد. آقای صالحی در مقدمه مروری بر آن کرده است.

    مطالعه بخش اول این کتاب که شرحی زندانی بودن مدرس است، اشک انسان را در می آورد. مردی تا این اندازه آن هم با خلوص به این مملکت خدمت کند و در پایان عمر با چنین شرایط سختی در آن نقطه دور او را برای نه سال و اندی حبس و تبعید کرده و در پایان به این هم بسنده نکرده او را به شهادت برسانند.

    وی در جایی می نویسد: من خود که در این تاریخ قریب هفده ماه است تقریبا دویست فرسنگ راه از محل اقامت خود تبعید و در یک محوطه مخروبه ای محبوس هستم ... امیدوارم کفاره گناهان گذشته و زاد و راحله سفره آتیه و موجب تزکیه نفس شده و بوده باشد. نمی دانم این مجازات های متعدده و مختلفه از روی چه تقصیری است که من نه در خود سراغ دارم و نه از کسی شنیدم و نه کسی به من اظهار کرد. (ص 66). وی همانجا می گوید که فقط شبی رئیس نظمیه آمده و به او گفته است: شما انگلیسی هستید!!

    بخش های درسی کتاب نشانگر دانش والای دینی و فلسفی مدرس است. وی این دروس را بسا برای برخی از مأموران نظمیه هم القا می کرده اما آنچه مسلم است این که بنا داشته است تا یک کتاب مشتمل بر عقاید اساسی مورد نیاز در بخش های مختلف خداشناسی و هستی شناسی و انسان شناسی تألیف کند. مدرس در آنجا هیچ کتابی در اختیار نداشته و همین مقدار نوشته، دانش بالای وی را آشکار می کند.

    در لابلای مباحث اعتقادی گاه گریزی هم به سیاست می زند. سه صفحه از آن مباحث را از کتاب انتخاب کرده و در اختیار خوانندگان عظیم قرار می دهیم.

    پیش از آن باید به آقای دکتر صالحی دست مریزاد بگوییم که با همت و تلاش شبانه روزی این اثر ارجمند را که یادگار یکی از برجسته ترین روحانیون سیاسی معاصر ایران است را در اختیار علاقه مندان قرار داد.



    درس20

    لیله سه شنبه 2 فر[وردین 1309]

    «الجاهل امّا مفرط اومفرَّط»، متأسفانه اكثر امرا و حكمفرمایان امروزه مسلمین در اصقاع مختلفه بین افراط و تفریط [واقع شده اند] طایفه وهابی كه قریب یكصد سال است جلوه گر شده و در این تاریخ حكمفرمای حجاز و یثرب (قسمتی جزیرة العرب) می باشند به طرف افراط افتاده صفات و مراتب خلق و عبودیت را با مراتب و شئون خالق خلط كرده، جمعی از مسلمین را به این مشرك می نامند.

    منشأ این مطلب جهالت آنهاست به شئون عبودیت و الوهیت چه محترم داشتن مؤمن تا زنده است به سلام و تحیت و قیام و بوسیدن دست، حتی پا و پس از مردن تشییع جنازه [و] تجلیل قبر [و] زیارت قبر به جهت مدفون بودن مؤمن در آن، به اختلاف شئون و مراتب عبودّیت آن مؤمن قلتاً و كثرتاً، شدتاً و ضعاً و امثال ذلك از شئون عبودیت است و مساسی به شئون الوهیت ندارد.

    وهمچنین است هر گاه طایفه ای از مسلمین اجتهاداً یا تقلیداً شخصی یا اشخاصی را از جانب خدا صاحب مقام و مرتبه شفاعت و غیرها بدانند،‌ به او در حال حیات و ممات متوسل شده، مسئلت شفاعت وحاجت نمایند. این شأن و مرتبه از شئون عبودیت است كه از جانب خدا به او داده شده [و] مساسی به شئون و مراتب الوهیت ندارد. قال الله تعالی فی سورة التوبه: «ولا تصل علی احد منهم مات ابدا و لاتقم علی قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون» (توبه/84) و نظیر این اشتباهات در این طایفه زیاد است. گفته ها من باب مثال بود.

    بعضی از امرای مسلمین به طرف تفریط افتاده برخی شئون و مراتب الوهیت را (مطاعیت، جعل قوانین دنیوی نسبت به نفوس و اموال و اعراض ‌ووو) به مراتب و شئون عبودیت خلط كرده اند، جهلاً یا تجاهلاً یا هواءً یا تقلیداً لاُمر الكفار، مثل تركیه و ایران و امثالهما.



    درس 21(تذكر)

    لیله دوشنبه فر[وردین 1309]

    گر چه مطلب خارج از موضوع بحث است، ولی ذكرش بی تناسب نیست [كه] آن چه شنیده ودیده شده این است كه قرن جاری بدترین قرون گذشته است تا برسد به طوفان نوح. چه، در قرون سابقه لااقل در نقطه ای از نقاط ربع مسكون، قوانین دیانتی حكمفرما بود حتی زمان فراعنه و نمارده، چه اگر آن ها در صقعی دعوی شأنی از شئون الوهیت را می كردند در بعضی نقاط دیگر قوانین دیانتی حكمفرما بود و همچنین در آن قرون اگر جنگ در دنیا واقع می شد عنوان دیانت داشت، ظاهراً و واقعاً و یا ظاهراً یا واقعاً.

    بدبختانه با كمال تأسف در مائه اخیره (خصوص در عصر ما) هیچ یك از دومطلب مذكور صورت خارجی نیافت، یعنی نه در نقطه­ای از نقاط دنیا قوانین آسمانی حكمفرماست و نه جنگی به عنوان دیانت واقع شده، بلكه هر جنگی واقع شده از روی ظلم و عدوان و بر خلاف عقل و تمام ادیان بوده است. چه افراد بشر چنان كه گفتیم همه در عرض یكدیگر و هر كس مالك و مختار نفس و عرض و مال خود می باشد و هیچ یك را حق دخالت در امور دیگری نیست مگر از جانب خدا تكلیفی متوجه شود.

    مملكت ستانی و مردم را تحت اطاعت درآوردن بدون قصد و غرض دینی و نیز اجرای قوانین آسمانی همان رویه فراعنه و نمارده و امثالهما در اصقاع خود می باشد، و ابداً تفاوتی ندارد [كه] من مسلمانم و یا نصارا و یهود و یا بت پرست و غیره هستم و مردم را قهراً در تحت اقتدار خود در می آورم؛ تفاوتی در مسئله نمی كند. تمام فرعونیت [است] و بر خلاف عقل و حكم كلیه ادیان است.

    قادر و قاهر بودن بر دیگران فقط باید به اجازه حق تعالی باشد. هر كس را او قدرت دهد قادر و هر كس را او قاهر كند صاحب حق خواهد بود و بس. ولی ممكن است جمعی یا اهل بلدی یا مردم مملكتی به اختیار خود شخصی یا اشخاصی را پنسدیده، اختیارات امور اجتماعی خود را به نظر او یا آنها واگذار نمایند.

    معلوم است این منتخب یا منتخبین همان اعمالی را می توانند كرد كه خود منتخب حق كردنش را داشت. و واضح است چنانچه خود منتخب حق نداشت عملی بر خلاف قوانین دیانتی نماید منتخب و منتخبین هم حق نخواهند داشت. بناءً علی هذا حكومت مشروعه منحصر است به منصوب و مأذون از جانب خداوند تبارك و تعالی به واسطه یا بلاواسطه یا از جانب خلقی به ترتیبی كه ذكر شد.

    در قرن اسف انگیز ما هیچ قسمتی از دنیا صاحب هیچ یك از دو نحو حكومت نیست. نحوه اول كه واضح است، و اما نحوه ثانی یا حكومت جبری و قهری است و اگر هم اختیاری است قوانین دیانتی جاری نیست. این است معنی جاهلیت و گرفتن كفر و شرك عالم را.

    این سوء حظی كه در قرن ما نصیب ما گردیده،‌ ظاهراً طولی نخواهید كشید كه ولی­ای از جانب حق تعالی برانگیخته شده،‌ جاهلیت و شرك و كفر را از صحنه عالم بردارد. « و قد ورد اذا مضی من الهجره عدد/94، بسم الله الرحمن الرحیم. حلت العزوبه و تلد المرءة جروا احسن من ان تلد ولدا»

    [به] مقتضای آیات و اخبار نبوی و غیره و نكاح و تزویج راجح و مؤكد بلكه بر بعضی واجب و بر هیأت اجتماعیه واجب كفائی [است.] و همچنین به حكم عقل، پیغمبر فرمود: امت من به واسطه كثرت نسل تزویج كنند، چه كثرت مسلمین موجب مباهات من است نزد سایر پیغمبران. نكته این كه در حدیث رجحان آن برداشته شده و فقط یكی از مباحات شمرده شده، همان است كه به آن اشاره گردید كه به واسطه فساد نسل تزویج نتیجه ای برای اسلام نخواهد داشت).



    لیله سه شنبه 5فروردین [1309]

    خبر تقریباً منطبق با جنگ صلیب (94) است كه بعد از آن طرفین قوانین دیانتی را مهجور گذاردند و روز افزون گردید تا قرن جاری كه نه قوانین دیانت حكمفرما و نه جنگی به عنوان دین واقع شده و می شود. به همین جهت است كه در خبر می فرماید: «تلد المرء جرواً ان تلد و لدا».

    چون اسلامیت رو به انحطاط است نسل جدید برای اسلام اگر مضر نباشد بی فایده خواهد بود.این نكته هم نگفته نماند [كه] غربت و ضعفی كه به اسلام و قوانین آن و مسلمین روی داده و تقریبا در تمام ممالك اسلام قوانین جعلیه هوائیه كفار حكمفرماست نتیجه سوء رفتار و جهالت و خودپسندی امرا، سلاطین [و] حكمفرمایان ممالك مسلمین بوده كه بر خلاف سفارشات و توصیه های صاحب شریعت به اتحاد «المؤمنون كنفس واحدة» رفتار وبا همدیگر نزاع و جدال وجنگ های داخلی نموده، موجب از دست رفتن اكثر ممالك اسلامی وضعف و انحطاط خود واسلام گردیده،‌ قهراً كفر و شرك غالب و قوانین اسلام مهجور ماند.

    حمله كردند اسپه جسمانیان

    بر دژ و بر قلعه روحانیان

    غازیان حمله غزا چون كم كنند

    كافران برعكس حمله آورند

    (گنجینه خواف : 159 – 163)


    منبع:کتابخانه تخصصی اسلام و ایران

     
     
  • مطالب مرتبط
  • مصاحبه با شهید محراب حضرت آیت‌الله اشرفی اصفهانی
    نقش‌ ممتاز حاج‌ آقا مصطفی‌ خمینی در انقلاب‌ و همراهی‌ امام خمینی در خاطرات حجت الاسلام کشمیری
    در انجام تكلیف،تنها بودن را بهانه سكوت قرار نداد!
    پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دكتر مفتح
    سیری در مبارزات و مجاهدات سیاسی فرهنگی شهید مفتح
    مصاحبه با آیت الله خامنه‌ای درباره شهید صدوقی
    کافی از دستگیری تا شهادت
    نامه آیت‌الله خامنه‌ای به شهید صدوقی نقش روحانیت در هدایت مردم
    قیام شیخ محمد خیابانی
    كتابشناسی شهید دكتر محمدجواد باهنر
    روشنگر طریق جهاد و اجتهاد
    روایت مرضیه دباغ از شهید آیت الله سعیدی
    مروری بر زندگینامه آیت‌الله شهید سیدمحمدرضا سعیدی
    شهادت آیت الله سعیدی به روایت حجت الاسلام سید محسن موسوی کاشانی
    پیام مقام معظم رهبری به همایش پنجاهمین سالگرد شهادت ‏نواب صفوی
    زمینه‌های شكل‌گیری نهضت‌جنگل و ماهیت مذهبی آن
    حضور روحانیت در جبهه ها
    نقش روحانیت در جامعه امروز(سخنرانی شهید بهشتی در سالگرد شهادت استاد مطهری)
    مقایسه آراء شهید شیخ فضل الله نوری و علامه نائینی در مشروطه
    مردی كه مثل هیچكس نبود! سیری در اندیشه و احوال شهید سیدحسن مدرس(ره)  
     
     
     
     
    جستجو
     
     
     
     
     
    مقالات
     
    پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دكتر مفتح روشنگر طریق جهاد و اجتهاد رژیم بعثی عراق برای خنثی كردن فعالیتهای آیت الله صدر ، گروهی از روحانی نمایان را به عنوان امام جماعت و واعظ مساجد شهرها فرستاد شهادت آیت الله سعیدی به روایت حجت الاسلام سید محسن موسوی کاشانی شهادت آیت الله سعیدی به روایت حجت الاسلام سید محسن موسوی کاشانی پیام مقام معظم رهبری به همایش پنجاهمین سالگرد شهادت ‏نواب صفوی مرحوم نواب در زمانی حكومت اسلامی را مطرح كرد كه هیچ یك از بزرگان، ‏علما و دیگران یا به فكر نبودند یا اگر بودند ابراز نمی‌كردند زمینه‌های شكل‌گیری نهضت‌جنگل و ماهیت مذهبی آن میرزا جنگلهای انبوه گیلان را برای مبارزه با قوای دولتی و قزاقهای روسی برگزید و اولین اقدام او به همراهی دكترحشمت در جنگلهای تولم شكل گرفت حضور روحانیت در جبهه ها روحانیت شیعه در دفاع مقدس با حضور علما و حتی مراجع تقلید در خطوط نبرد و در کنار رزمندگان، بار دیگر ثابت کرد که همیشه و در همه صحنه ها و لحظه ها در کنار اقشار مختلف ملت قرار گرفته و خواهد گرفت نقش روحانیت در جامعه امروز(سخنرانی شهید بهشتی در سالگرد شهادت استاد مطهری) اهل حقی كه حقش مشخص نیست، همه چیز برایش حق است. اصلا باطلی برایش وجود ندارد دست نوشته شهید مدرس تحلیلی پیرامون وضعیت جهان و ایران در قرن اخیر من خود که در این تاریخ قریب هفده ماه است تقریبا دویست فرسنگ راه از محل اقامت خود تبعید و در یک محوطه مخروبه ای محبوس هستم مقایسه آراء شهید شیخ فضل الله نوری و علامه نائینی در مشروطه از مباحث مهمی که در تاریخ مشروطه نظر هر پژوهشگر را به خود جلب می‌کند، نگاه تطبیقی به آراء علامه نائینی و مرحوم شیخ فضل الله نوری در باب حکومت و لوازم آن است مردی كه مثل هیچكس نبود! سیری در اندیشه و احوال شهید سیدحسن مدرس(ره) مدرس در برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا نمود كه بلااغراق می‌توان گفت تمامی جریانات سیاسی ایران بعد از خود را متاثر كرد، از جمله تجربه عظیم انقلاب اسلامی